<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نقد و بررسی ادبیات کودک</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com</link>
<description>نقد و بررسی ادبیات کودک</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 15 Jan 2019 18:19:29 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>لاکی نوبتی بازی میکند</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/40</link>
<description>نویسنده:سلین دمیترویچ، مارک گرینبرگ، کارل کوشه، ربه کا گرتز مترجم: هستی سعادت نسخه پرداز:ابوالفضل بیرامی جاپ اول:1389 لیتوگرافی:راوی چاپ:راوی این کتاب گرچه ذکر نکرده اما برای کودکان چهار تا هشت ساله مناسب است. داستان بچه لاک پشتی است که روز تولدش یک چهار چرخه اسباب بازی از پدر و مادرش کادو می گیرد اما نمی داند چگونه با هر سه دوستش و یک چهار چرهه بازی کند تا این که تصمیم می گیرد نوبتی خود و دوستانش سوار آن شوند.</description>
<pubDate>Tue, 15 Jan 2019 18:19:29 +0330</pubDate>
<dc:creator>iailaahmadi</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/40</guid>
</item>
<item>
<title>ملکه برفی</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/39</link>
<description>بازنویسی داستان:مژگان گروه ای نوبت چاپ:دوم-۱۳۸۱ تصویر گر: محناز گروه ای خلاصه داستان: سال ها پیش خواهر و برادری مهربان و باهوشی به نام تام و امی زندگی میکردند,,بهترین سرگرمی آن ها حل معما بود.در آن زمان در قطب شمال یک ملکه برفی بود که یک قصه داشت روزی دستور داد که ائنه ای روی بلندای یک کوه قرار بدهند تا تمام نور خورشید منعکس شود تمام زمین یخ بزند.بعد از اتفاقاتی برادر بد جنس میشود.میرود پیش ملکه برفی,ناگهان خواهرش امی به دنبال او میرود و به خاطر ترس از</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2019 20:27:51 +0330</pubDate>
<dc:creator>esmailmosavat123</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/39</guid>
</item>
<item>
<title>سگ و طعمه</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/38</link>
<description>از کتاب افسانه های شیرین ازوپا ترجمه:زهرا سید بهر انتشارات فرشتگان خلاصه داستان:یک روز سگی تکه گوشتی بزرگی را پیدا کرد به هاته رفت تا ان را به دوستانش نشان میدهد که چه غذای لزیزی دارد . از آب رودخانه ای گذشت داخل آب را دید که یک سگ با یک تکه گوشت بزرگتر در دستش است. با دیدن آن سگ عصبانی شد که باید آن را از او گرفت پس تکه گوشت خود را رها کرد و داخل آب پرید و گوستش را از دست داد. نقد:با توجه به اصول داستان نویسی این داستان یک داستان اخلاقی -اندرزی است که به</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2019 15:35:17 +0330</pubDate>
<dc:creator>shadi</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/38</guid>
</item>
<item>
<title>گنجشگ فراموشکار🐦</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/37</link>
<description>گنجشک فراموشکار مولف* پریسا گل صنملو تصویرگر*سمیرا وثوقفر نوبت چاپ:۱ تعداد صفحات:۱۲ شابک:۹۷۶۸۰۰۹۳۳۱۷۳۴ ناشر:شعر سپید زبان:فارسی سال چاپ:۱۳۹۱ قطع و نوع چاپ:خشتی((شومیز)) 💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎 در این داستان بحث درباره گنجشک فراموشکاری است که تصمیم میگرد به دیدن دوست خود برود.... پس به راه می افتد و از جنگل دور میشود ولی در راه متوجه میشود که خانه ی دوست خود را فراموش کرده است و ناگهان متوجه میشود که اشتباها به روستایی رسیده هرچقدر که</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2019 13:58:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>marziehq77</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/37</guid>
</item>
<item>
<title>شاهزاده خانم قورباقه</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/36</link>
<description>نویسنده:الکسی تولستوی تصاویر:باروک ناشر:میامین چاپ:چهارم,۹۷ مترجم:محمد حسین ساری خلاصه داستان: خلاصه داستان این است که در روزگاران قدیم در کشوری پادشاهی بوده که سه پسر داشته,هنگامی که پسر ها بزرگ شدند پدر تصمیم گرفت که پسرانش را در لباس دامادی ببیند پس پسرا ها را جمع کرد و به آن ها گفت برای اینکه تقدیرتان تعیین شود باید هر کدام تیر و کمانی بردارید و به خارج از شهر بروید و تیر را رها کنید هر کجا تیر فرود امد تقدیر شما انجا رقم خواهد خورد.</description>
<pubDate>Sun, 13 Jan 2019 09:58:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>hasanzadezakaria98</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/36</guid>
</item>
<item>
<title>کتاب شهرزاد و پادشاه</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/35</link>
<description>مشخصات کتاب:کتاب داستانی برای کودکان و نوجوانان است نوشته :زهرا عبدی خلاصه داستان :داستان در مورد زندگی پادشاهی است که با زنی که مورد علاقه اش بوده ازدواج میکند. ولی زن رفتار بدی با پادشاه داشته و او رها میکند بعد از آن زن پادشاه با هر دختری که ازدواج میکند بعد از ازدواج آن دختران را میکشت. تا اینکه دختری به اسم شهرزاد آمد و زندگی پادشاه را دگرگون کرد بدین صورت که هر شب داستانی را برای پادشاه تعریف میکرد و ادامه اش را به شب بعد موکول می نمود به همین دلیل</description>
<pubDate>Sat, 12 Jan 2019 12:17:21 +0330</pubDate>
<dc:creator>toba</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/35</guid>
</item>
<item>
<title>پروژه ی درس ادبیات کودک_مونا وکیلی</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/34</link>
<description>به نام خدا عنوان کتاب:سیندرلا ناشر:چیترا ناشر همکار:مفاهیم مترجم:تیتکا مرید جوادی تصاویر:مریم قنبری نوبت چاپ:دوم 1396 شمارگان:1000 نسخه لیتوگرافی:چاووش چاپ:فرشیوه شابک:9-71-9946-963-978 در روزگاران قدیم دختری زیبا به نام سیندرلا با پدر و مادرش زندگی می کرد و بسیار خوشبخت بود.اما مادر سیندرلا مریض شد و به دلیل بیماری اش فوت کرد.سیندرلا بسیار غمگین بود.پدرش برای اینکه ناراحتی سیندرلا رفع شود خیال میکرد اگر مادری جدید داشته باشد ناراحتی اش رفع می شود.پدرش</description>
<pubDate>Fri, 11 Jan 2019 19:23:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>mona12</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/34</guid>
</item>
<item>
<title>یک شب در باغ‌وحش</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/33</link>
<description>نویسندگان:فوییان - جیانگ ونکینگ تصویرگر:لی گوایی مترجم:محمدرضا سرشار صفحه‌آرا: فرشاد قربانی گروه سنی:ب چاپ سوم:1388 ISBN:978-964-348-515-3 خلاصه داستان: یک روز لیلا با خواهر بزرگ‌ترش به باغ‌وحشی میروند ناگهان لیلا خواهر خود را گم میکند و لیلا همه جا را به دنبالش میگردد در این گردش به دنبال خواهر لیلا به چندی از حیوانات میرسد و سخن میگوید و از آن ها میپرسید در مورد زندگیشان ،از جمله این حیوانات: مار ها ، شیر و پلنگ و ببر ، میمون ها و ماهی بود.</description>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2019 23:32:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>hazharkurdistani</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/33</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسی دم ندارد</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/32</link>
<description>چه کسی دم ندارد مولف:داریوش صادقی و فاطمه ندافی. تصویرگر:پروانه شاهسمندی. ناشر:کتاب نیستان. چاپ اول:۱۳۸۵. تیراژ:7000نسخه. خلاصه داستان: خورشید تازه طلوع کرده بود و باد خنکی می وزید پیشی کوچولو تازه چشمانش را باز کرده بود و زیر چشمی اطرافش را نگاه میکرد .مردم از خانه بیرون امده بودند-پیشی هر روز نگاه میکرد که به این و ان طرف می رفتند و صبح تا شب کار می کردند و گربه میگفت چرا ادمها به خاطر غذا این همه تلاش میکنند و هر روز رفت و امد میکنند.پیشی گفت این ادمها</description>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2019 20:28:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>nesar</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/32</guid>
</item>
<item>
<title>هنسل و گرتن</title>
<link>https://childliterature1232.blogfa.com/post/31</link>
<description>هنسل و گرتل اثر برادران گریم سال چاپ:1381 رده سنی:7-12 خلاصه داستان: یه خانواده در روستایی زندگی می کردند که دچار قحطی شده بود و پدر و نامادری همراه با دو فرزند مجبور بودند به جنگل بروند تا هیزم جمع کنند تا از سرما نمیرند و برای غذا درست کردند دچار مشکل نشوند.یک شب نامادری به پدر گفت که دیگر نمیتونیم شکم خودمون رو سیر کنیم برای همین باید فردا در جنگل بچه هارا رها کنیم وگرنه خود نیز از گرسنگی می میریم، پدر اول مخالف بود بعد با اصرار نامادری قبول کرد.بچه ها</description>
<pubDate>Thu, 10 Jan 2019 19:03:38 +0330</pubDate>
<dc:creator>hanieh</dc:creator>
<guid>childliterature1232.blogfa.com/post/31</guid>
</item>
</channel>
</rss>
