لاکی نوبتی بازی میکند

نویسنده:سلین دمیترویچ، مارک گرینبرگ، کارل کوشه، ربه کا گرتز
مترجم: هستی سعادت
نسخه پرداز:ابوالفضل بیرامی
جاپ اول:1389
لیتوگرافی:راوی
چاپ:راوی
این کتاب گرچه ذکر نکرده اما برای کودکان چهار تا هشت ساله مناسب است. داستان بچه لاک پشتی است که روز تولدش یک چهار چرخه اسباب بازی از پدر و مادرش کادو می گیرد اما نمی داند چگونه با هر سه دوستش و یک چهار چرهه بازی کند تا این که تصمیم می گیرد نوبتی خود و دوستانش سوار آن شوند.
از نظر محتوا پیام داستان واضح و روشن است و گرچه فاقد جوهر ادبی است اما برای کودکان در آن سن می تواند جذاب باشد و آموزش مهارت های زندگی و تعامل و سخاوتمندی است. و از این نظر ارزشمند است.
ساخت و پرداخت داستان خوب است چرا که پیام آن غیر مستقیم به خواننده منتقل می شود و کودک به خوبی می تواند فضای داستان را در ذهن ترسیم کند و دغدغه شخصیت داستان را درک کند.همچنین استفاده از فضای زمانی جشن تولد خود در کودک ایجاد لذت و شادی می کند که بدین وسیله بهتر جذب داستان می شود.
تصاویر داستان فاقد ارزش والای هنری است اماتصاویر دربردارنده ی متن است به صورتی که کودک بدون خواندن مطلب هم می تواند داستان را بفهمد.برای کودکی که هنوز خود توانایی خواندن را ندارد می تواند خود از طریق تصاویر و همراهی بزرگترهایش داستان را حدس بزند. روی حلد کتاب هم صحنه ی جشن تولد«لاکی» به تصویر کشیده شده که خود می تواند باعث علاقه مندی به خواندن کتاب شود.تصاویر هر صفحه قبل از نوشته ها آمده و بدین ترتیب کودکی هم که توانایی خواندن دارد ابتدا سراغ تصویر رفته و قیل از خواندن مطلب، اقدام به خواندن از طریق تصویر می کند.
از لحاط سبک نگارش، ساده نویسی رعایت شده است و کودک کلاس دوم می تواند بدون هیچ مشکلی به تنهایی کتاب را بخواند و درک کند.
قطع کتاب ساده وپهن است و فاقد خلاقیت و نوآوری است. از نظر صحافی و جنس کاغذ، کتاب مرغوبیت لازم برای کودک را دارا است.
نوشته شده توسط لیلا احمدی

ملکه برفی

بازنویسی داستان:مژگان گروه ای

نوبت چاپ:دوم-۱۳۸۱

تصویر گر: محناز گروه ای

خلاصه داستان:

سال ها پیش خواهر و برادری مهربان و باهوشی به نام تام و امی زندگی میکردند,,بهترین سرگرمی آن ها حل معما بود.در آن زمان در قطب شمال یک ملکه برفی بود که یک قصه داشت روزی دستور داد که ائنه ای روی بلندای یک کوه قرار بدهند تا تمام نور خورشید منعکس شود تمام زمین یخ بزند.بعد از اتفاقاتی برادر بد جنس میشود.میرود پیش ملکه برفی,ناگهان خواهرش امی به دنبال او میرود و به خاطر ترس از تاریکی به یکی از خانه ها میرود در جست و جو به یک قصرشاهزاده رسید وارد شد ولی برادرش در انجا نبود و به راه افتاد به طرف قصر ملکه برفی  در راه گرفتار راهزنان شده به یک گوزن خارق العاده بر میخورد که اورا در پیدا کردن برادرش کمک میکند و به کمک او برادرش را پیدا میکند و ملکه برفی را نابود میکند

نقد داستان:

طبق خلاصه این داستان میتوان نتیجه گرفت که کودکان را به باهوش بودن و تلاش برای معما حل کردن ترغیب میکند,,این که تعهد بین اعضای خانواده باید باشد و تلاش کردن و ناامید نشدن در اتفاق سخت,,اما جلد کتاب بسیار نامناسب بود و زود از بین میرود و ناگهانی شدن اتفاقات داستان یکی دیگر از نقص های داستان بود

سگ و طعمه

از کتاب افسانه های شیرین ازوپا

ترجمه:زهرا سید بهر

انتشارات فرشتگان

خلاصه داستان:یک روز سگی تکه گوشتی بزرگی را پیدا کرد به هاته رفت تا ان را به دوستانش نشان میدهد که چه غذای لزیزی دارد .

از آب رودخانه ای گذشت داخل آب را دید که یک سگ با یک تکه گوشت بزرگتر در دستش است.

با دیدن آن سگ عصبانی شد که باید آن را از او گرفت پس تکه گوشت خود را رها کرد و داخل آب پرید و گوستش را از دست داد.

نقد:با توجه به اصول داستان نویسی این داستان یک داستان اخلاقی -اندرزی است که به کودکان القا می کند که از این نظر مساعد نیست و اما چون تلاش سگ برای بدست آوردن تکه بزرگ را غیر اخلاقی جلوه میدهد.تلاش کردن برای موفقیت بیشتر را غیر مستقیم رد میکند.واین با از دست دادن هدف اصلی کاملا به بی هدفی نایل می شود که باعث میشود کودک دچار سوال در مورد آینه اصف ناک سگ بپرسد

گنجشگ فراموشکار🐦

گنجشک فراموشکار

مولف* پریسا گل صنملو

تصویرگر*سمیرا وثوقفر

نوبت چاپ:۱

تعداد صفحات:۱۲

شابک:۹۷۶۸۰۰۹۳۳۱۷۳۴

ناشر:شعر سپید

زبان:فارسی

سال چاپ:۱۳۹۱

قطع و نوع چاپ:خشتی((شومیز))

💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎

در این داستان بحث درباره گنجشک فراموشکاری است که تصمیم میگرد به دیدن دوست خود برود....

پس به راه می افتد و از جنگل دور میشود ولی در راه متوجه میشود که خانه ی دوست خود را فراموش کرده است و ناگهان متوجه میشود که اشتباها به روستایی رسیده هرچقدر که سعی میکند نمیتواند خانه ی دوستش را به یاد بیاورد بنابراین تصمیم میگیرد که پشت بام خانه ای بنشیند دختری سعی در نزدیک شدن به او داشت و او ترسید و خواست فرار کند اما دختر گفت نترس پس دخترک با او به راه افتاد و باهم خانه ی دوستش را پیدا کردند...

🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃♥️🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

از لحاظ محتوا و نحوه ی ارتباط با کودکان کتاب مناسبی است و از لحاظ نگارش از جملات بسیار ساده و سلیس استفاده شده است که ب راحتی کودک آن ها را میفهمد و اگر به نقطه ی اوج دقت داشته باشیم لحظه ای که دخترکت ب گنجشک نزدیک میشود نقطه ی اوج است....

از لحاظ تصویر نیز ارتباط خوبی با کودک برقرار میکند چرا که کودک به تصاویر ساده و رنگارنگ علاقه ی خاصی دارد و صفحات نیز هم از نظر جنس و هم از نظر فونت نوشتاری بسیار مناسب سن کودکان است‌.🌺🍃

شاهزاده خانم قورباقه

نویسنده:الکسی تولستوی

تصاویر:باروک

ناشر:میامین

چاپ:چهارم,۹۷

مترجم:محمد حسین ساری

خلاصه داستان:

خلاصه داستان این است که در روزگاران قدیم در کشوری پادشاهی بوده که سه پسر داشته,هنگامی که پسر ها بزرگ شدند پدر تصمیم گرفت که پسرانش را در لباس دامادی ببیند پس پسرا ها را جمع کرد و به آن ها گفت برای اینکه تقدیرتان تعیین شود باید هر کدام تیر و کمانی بردارید و به خارج از شهر بروید  و تیر را رها کنید هر کجا تیر فرود امد تقدیر شما انجا رقم خواهد خورد.

تیر پسر بزرگ در داخل خانه یک ارباب فرود اند و تیر پسر دوم هم در خانه یک بازرگان و آن دو دختران ارباب و بازرگان را انتخاب کردن اما پسر سوم تیرش به پرواز درآمد و به جای غیر قابل دید رفت پسر دنبالش رفت و آن را پیدا کرد که در دست یک قورباغه بود و آن گفت باید من را بگیری و ناچارا قبول کرد  و بعد قورباغه به یک دختر بسیار زیبا تبدیل شد اما پسر  سوم که نامش ایوان بود پوست قورباغه را درید و دختر که نامش واسیلیا بود بسیار ناراحت شد زیرا دچار مشکلات میشد ,ایوان به دنبال حل مشکلات او رفت آن را از دست جادوگران خبیث نجات و آزاد کرد..

نقد داستان:

اول این که جلد این کتاب بسیار نامناسب است زیرا با یک یا دوبار خواندن آن کاملا فرسوده میشود,

دومااز قوه تخیل بسیار زیاد استفاده کرده که کاملا کدوک را به یک فضای کاملا متضاد عالم واقع میبرد و به او مفاهیم غیر انجام شدنی را تصویر میدهد.

شخصیت های آن که تبدیل می شوند کودک هیچ پیش زمینه ای یا کلیشه ای اجتماعی برای آن ندارد و برای مثال نمیداند قورباغه نماد چیست

کتاب شهرزاد و پادشاه

مشخصات کتاب:کتاب داستانی برای کودکان و نوجوانان است

نوشته :زهرا عبدی

خلاصه داستان :داستان در مورد زندگی پادشاهی است که با زنی که مورد علاقه اش بوده ازدواج میکند.

ولی زن رفتار بدی با پادشاه داشته و او رها میکند 

بعد از آن زن پادشاه با هر دختری که ازدواج میکند بعد از ازدواج آن دختران را میکشت.

تا اینکه دختری به اسم شهرزاد آمد و زندگی پادشاه را دگرگون کرد

بدین صورت که هر شب داستانی را برای پادشاه تعریف میکرد و ادامه اش را به شب بعد موکول می نمود به همین دلیل است که نام دیگر این داستان هزار و یک شب است .

کیفیت محتوا:این کتاب درون مایه ای ارزشمند و غنی دارد که باعث جذب مخاطبش می شود و اورا به ادامه ی خواندن تشویق می نماید و می توان گفت حس کنجکاوی را در آنها زنده نگه می دارد به گونه ای که داستان در ذهن کودک تثیبت میگردد. 

کیفیت ساخت و پرداخت:این داستان از نظر ساخت و پرداختش به راه های غیر مستقیم اشاره می نماید چنانکه با آمدن شهرزاد به زندگی پادشاه به عنوان یک زن سبب شکسته شدن کلیشه ی داستان مبنی بر اینکه زن ناتوان است شده و قدرت و نفوذ یک زن را نشان می دهد.

کیفیت نگارش:در این داستان بر ساده نویسی تاکید شده است بدین معنی که برای گروه سنی ایی که در نظر گرفته شده از دایره واژگان و لغات متناسب با همان سن بهره گرفته شده است.

کیفیت تصویر : هر کدام از موضوعاتی که در کتاب مطرح شده سعی شده است از تصاویر و نقاشی های متناسب با همان موضوع بهره گرفته شود و این کار بر گیرایی اثر افزوده است و سبب شده که کودک به کتاب مجذوب گردد.

کیفیت ارائه :با اینکه سایر ویژگی های مربوط به کتاب از نظر کیفیت تقریبا در حد مطلوب است ولی ارائه آن زیاد چنگی به دل نمی زد 

و و مواردی مانند جلد و قطع کتاب به دلیل بد کیفیتی متناسب با سن کودک نبود بعلاوه حجم زیاد کتاب هم بر عیب های دیگرش افزوده بود.

 

پروژه ی درس ادبیات کودک_مونا وکیلی

به نام خدا

عنوان کتاب:سیندرلا

ناشر:چیترا

ناشر همکار:مفاهیم

مترجم:تیتکا مرید جوادی

تصاویر:مریم قنبری

نوبت چاپ:دوم 1396

شمارگان:1000 نسخه

لیتوگرافی:چاووش

چاپ:فرشیوه

شابک:9-71-9946-963-978

 

 

 

 

در روزگاران قدیم دختری زیبا به نام سیندرلا با پدر و مادرش زندگی می کرد و بسیار خوشبخت بود.اما مادر سیندرلا مریض شد و به دلیل بیماری اش فوت کرد.سیندرلا بسیار غمگین بود.پدرش برای اینکه ناراحتی سیندرلا رفع شود خیال میکرد اگر مادری جدید داشته باشد ناراحتی اش رفع می شود.پدرش ازدواج کرد.نامادری سیندرلا بسیار بدجنس بود .او 2 دختر داشت که آنها هم به شدت او را اذیت می کردند.بعد از مدتی پدر سیندرلا به مسافرت رفت.نامادری سیندرلا او را مجبور به انجام کارهای منزل کرد.یک روز شاه جشنی بزرگ برگزار کرد تا پسرش همسری برای خودش انتخاب کند.سیندرلا هم تصمیم گرفت تا خودش را برای شرکت در جشن آماده کند.او خود را آماده کرد اما به محض اینکه سیندرلا را دیدند تمام جواهرات و لباس هایش را گرفتند.او بسیار غمگین شد.ناگهان فرشته ی مهربان آمد و با جادو لباس زیبایی به تن او کرد.اما این جادو تا 12 شب ادامه داشت.او به مهمانی رفت و همه غرق در زیبایی اش شدند.پسر پادشاه خیلی از او خوشش آمد.اما سیندرلا قبل از اینکه شب به پایان برسد به سرعت به خانه برگشت.اما لنگه کفشش جا ماند.فردای آن شب پسر پادشاه دستور داد تا به کمک آن لنگه کفش سیندرلا را پیدا کنند.از میان تمام دختران شهر تنها دختر که پایش به اندازه آن کفش بود سیندرلا بود.پس او را با تمام احترام و با کالسکه به قصر بردند تا برای ازدواج آماده شود.

 

 

 

بررسی داستان از لحاظ محتوی:

ار لحاظ محتوی این کتاب برای سنین 7 تا 9 سال مناسب است.تقابل بین خیر و شر و خیر خواهی و پاکی با ناپاکی و زشتی و پیروزی خیر بر شر به سادگی  در این داستان به نمایش درآمده است.متن ساده و روابت بدون معما باعث می شود که کودک با داستان به سادگی ارتباط برقرار کند و آن را دنبال کند.

 

بررسی داستان از نظر تصویری:

تصویرگر و چهره پرداز کتاب با استفاده صحیح از رنگ ها و حالت های چهره به درستی و زیبا حس داستان و حس درونی شخصیت ها آن را به کودک منتقل کرده و کودک را با خودت همراه می کند.

هماهنگی تصاویر با سکانس های مختلف داستان و به نمایش کشیدن جداگانه ی آنها روایت را زیباتر و تصویری تر میکند.

 

 

 

یک شب در باغ‌وحش

نویسندگان:فوییان - جیانگ ونکینگ

تصویرگر:لی گوایی

مترجم:محمدرضا سرشار

صفحه‌آرا: فرشاد قربانی

گروه سنی:ب

چاپ سوم:1388

ISBN:978-964-348-515-3

خلاصه داستان: یک روز لیلا با خواهر بزرگ‌ترش به باغ‌وحشی میروند ناگهان لیلا خواهر خود را گم میکند و لیلا همه جا را به دنبالش  میگردد در این گردش به دنبال خواهر لیلا به چندی از حیوانات میرسد و سخن میگوید و از آن ها میپرسید در مورد زندگیشان ،از جمله این حیوانات: مار ها ، شیر و پلنگ و ببر ، میمون ها و ماهی بود.

لیلا جواب سوالاتش را از انها دریافت میکرد  و در مورد زندگی حیوانات اطلاعاتی بسیار جمع‌آوری میکند و هنگام روشن شدن هوا خواهرش را پیدا میکند و در نهایت به او میگوید باغ‌وحش در شب جالبتر است.

نقد داستان: با توجه به داستان و  خلاصه آن میتوان درک کرد که داستان از اصول داستان‌نویسی برای کودکان بسیار نزدیک است و نویسندگان بسیار برای ان تلاش کرده‌اند اما چند نکته وجود دارد، یکی اینکه  کتاب دارای تصاویر پیچیده‌ای است که باعث سردرگمی کودک میشود وبعضاً در تشخیص نوع حیوان دچار اشتباه میشوند ، دیگری آنکه کودک دلیل گم شدن ناگهانی لیلا چه بود چراکه برای کودک ایجاد سوال میکند که هم میتواند خوب باشد هم مضر. و در آخر اینکه در ترجمه از کلمات کمی پیچیده و ثقیل استفاده شده اشت که باعث عدم درک کودک از داستان میشود که با اندکی تغیر در کیفیت محتوا و ارائه‌ی آن و تصویرسازی و ساخت و پرداخت آن به داستانی مناسب میتواند بدل بشود.

چه کسی دم ندارد

 چه کسی دم ندارد

مولف:داریوش صادقی و فاطمه ندافی.

تصویرگر:پروانه شاهسمندی.

ناشر:کتاب نیستان.

چاپ اول:۱۳۸۵.

تیراژ:7000نسخه.

خلاصه داستان:

خورشید تازه طلوع کرده بود و باد خنکی می وزید پیشی کوچولو تازه چشمانش را باز کرده بود و زیر چشمی اطرافش را نگاه میکرد .مردم از خانه بیرون امده بودند-پیشی هر روز نگاه میکرد که به این و ان طرف می رفتند و صبح تا شب  کار می کردند و گربه میگفت چرا ادمها به خاطر غذا این همه تلاش میکنند و هر روز رفت و امد میکنند.پیشی گفت این ادمها عاقل اند و کار بیهوده انجام نمیدهند .یه روز که به بازی بچه ها نگاه میکرد به فکر این بود که او نیز کاری کند ولی هیچی نیافت و نا امید شد پیشی کوچولو یک روز جلو نور خورشید دمش را تکان میداد و خواست که ان را بگیرد اما نتوانست و با خود فک کرد که منم کار خودمو رو پیدا کردم و از اون روز به بعد گربه هر روز تلاش میکرد که دم خود را بگیرد ولی نمی توانست و شب ها از خستگی میخوابید..یک شب خواب دید که همه انسان ها دم درازی در اورده اند و از صبح تا شب به دنبال گرفتن دمشان هستن و از دیدن این خواب خیلی خوش حال بود

نقد: این داستان  و انواع مانند ان که بسیار بسیار فراوان شده  و ان را از نظر عموم مردم مورد احترام است اما متاسفانه این داستان ها از نظر بضعی از اصول زیباشناختی کمی مشکل دارد برای مثال از اشکال و تصاویر که جذاب باشد دارا نیست جنس جلد این نوع کتاب ها بسیار نازک و کمی حتی خطرناک است پس با تغیراتی با در شکل و ظاهر و ایجاد تغیراتی در متحوا این کتاب ها مناسب میشود

 

نسار رشیدی

هنسل و گرتن

 هنسل و گرتل

اثر برادران گریم

سال چاپ:1381

رده سنی:7-12

خلاصه داستان:

یه خانواده در روستایی زندگی می کردند که دچار قحطی شده بود و پدر و نامادری همراه با دو فرزند مجبور بودند به جنگل بروند تا هیزم جمع کنند تا از سرما نمیرند و برای غذا درست کردند دچار مشکل نشوند.یک شب نامادری به پدر گفت که دیگر نمیتونیم شکم خودمون رو سیر کنیم برای همین باید فردا در جنگل بچه هارا رها کنیم وگرنه خود نیز از گرسنگی می میریم، پدر اول مخالف بود بعد با اصرار نامادری قبول کرد.بچه ها که بیدار بودن و خیلی نگران شدن و از نامادری متنفر شدن.

فردا نامادری بچه ها را بیدار کرد و به هر کدوم تکه ای نان داد و گفتاین را فعلا نخوردید چون دیگر چیزی نداریم .وقتی به جنگل رسیدن پدر و مادر گفتن که شما همین نزدیکی باشین ما میرویم یه مقدار چوب جمع کنیم وقتی برگشتیم با هم میریم خونه . اونا رفتن و بچه ها تا شب اونجا ماندن و خوابشون برد و وقتی بیدار شدن و دیدن که خبری از پدر و مادر نیس بعد در جنگل راه رفتن به خانه ای رسیدن  و رفتن تو دیدن پره غذا و داشتن میخوردن که ..............خونه جادوگر بود که اونارو زندانی کرد تا به خواسته های خودش برسه و بعد بچه ها بعد از کاری جادوگر را در اتش انداختن و او نابود شد و چوب جادویی او را برداشتن و به سلولی که یک پرنده در بود اشاره کرد و پرنده ب شاهزاده تبدیل شد و قفس به مقدار زیادی طلا... شاهزاده از این قضیه بسیار خوشحال شد و تمام طلاها رو به ان دو بچه داد.

 

نقد داستان: باتوجه به اصول نگارش برای کودکان و تالیف مستندات و مدارک و داستان و داستان های کوتاه این داستان و انواع مشابه و مشبه‌الیه موضوعات این مهم مستفاد میشود که در مواردی کاملا مغایر آن است چراکه از ترس و ایجاد نوعی رعب و وحشت نسبت به جنگل ، نامادری و اشیاء دیگر که در داستان مشاهده میشوند ونبود یا کمرنگی بسیار اصول زیباشناختی در ان برای ترغیب کودک خواندن کتاب داستان چرا چون خاطره‌ی بدی از داستان دارد و دیگر نمیخواهد دچار رعب بشود، از اصول تصویرسازی هم گمانا خبری نیست فقط لفظا داستان برای کودکان است درحالیکه مفاد ان بزرگسالانه است.